مه یاس کوچولوی مامه یاس کوچولوی ما12 سالگیت مبارک

..... دختری به زیبایی ماه ، به لطافت گل یاس ......

حاملگی پوچ

دختر خاله یا پسر خاله نی نی من داره میره اون دنیا اصلا از اول دلش نخواسته بود بیاد این دنیا آخه چرا؟؟؟؟!!!!!...... خواهرم دو روز پیش که تو هفته 12 بود میره سونو nt و بهش میگن جنینی مشاهده نمیشه و همش آب هست اصلا جنین رشد نداشته و دکتر بهش میگه جوشونده تخم شوید بخوره پیاده روی زیاد بکنه که خودش سقط بشه و به کورتاژ نکشه  بهش میگم خوشحالی یا ناراحت؟ میگه هم خوشحالم هم ناراحت خوشحالم چون همش استرس داشتم که نکنه با قرصایی که من خوردم خدایی نکرده سالم نباشه ناراحتم چون بالاخره بچم بود نزدیک سه ماه همراهم بود ............ اون که این طوری شده منم استرس گرفتم که نکنه منم خدایی نکرده مثل اون باشم؟!!! نه من بچمو از امام رض...
15 اسفند 1392

آزمایشات سه ماهه اول بارداری

سلام عزیزم سلام دوست جونیا امروز صبح رفتم آزمایشگاه چشتون روز بد نبینه البته نه بد ها!!!! فقط وقتی عجله داری همه کارهات برعکس میشه صبح آز خون ازم گرفتن و دوتا قوطی دادن دستم که برو نمونه بگیر... ای خدا از کجا بیارم؟ خلاصه رفتم ویک قوطی رو نصفه کمتر گذاشتم برا شیشه دوم مجبور شدم پنج لیوان آب با معده خالی بخورم که بعد از یک ساعت انتظار کشیدن تونستم نصف شیشه رو پر کنم میگم چشتون روز بد نبینه اینجایه که از وقتی اومدم شرکت همش تو رفت و آمد راه wc هستم........ یک چیز دیگه اینکه این دو شبی که میدونستم نی نی جون توی وجودمه خیلی مراعاتش رو میکنم و همش به پهلو میخوابم و حواسم هست که به پشت یا شکم نشم برا همین یه جورایی خوابم بهم ...
7 اسفند 1392

بدون عنوان

سلام عزیز دل مامانی فدات بشم از امروز برای تو مینویسم از دلتنگی هام از انتظاری که برای بوییدن و لمس وجودت میکشم دیروز صبح بی بی چکم مثبت شد ومن با داد و هوارو خوشحالی این موضوع رو به بابایی گفتم بعدازظهرم رفتم آزمایش بتا دادم و وقتی که مطمئن شدم رفتیم خونه مامانی و به اونم خبر دادیم وچقدر خوشحال شد............. امروز صبح رفتم بهداشت که برات پرونده تشکیل بدم که گفتن اول برو یه سری آزمایشات رو بگیر بیار وبعد پرونده تشکیل میدیم فردا باید ناشتا برم آزمایشگاه عزیزم سر کارم هم دل تو دلم نیست و همش فکرم پیش تو هست ایشالا که سالم و سلامت باشی عشق من........... دوستت دارم جیگل خوشکل من
6 اسفند 1392
1